ايزا دانيلي بازيگر زن سينما و تئاتر ايتاليا گفت: وضعيت سينماي ايران و كار زنان در آن ايدهآل و غبطهبرانگيز است.
به گزارش سايت سينمايي سوره به نقل از روابط عمومي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي، در ميزگرد سينماي ايران و زنان اين چشمانداز كه روز گذشته در ناپولي و پس از نمايش فيلم مستند زنان سينماي ايران ساخته كارلو داماسكو با حضور آنتونيا شركا سودابه مجاوري، ايزا دانيلي و بيانكا فيليپيني برگزار گرديد سودابه مجاوري خطاب به حضار گفت: براي هنرمندان ايراني ميان مرد و زن تفاوتي وجود ندارد. چون در كار هنري انسان بودن شرط اول است.
وي افزود: در ايران زنان هنرمند از نقاش گرفته تا فيلمساز و بازيگر و... هنر ماندگاري را آموختهاند.
ايزا دانيلي بازيگر ايتاليايي كه در كارنامه هنرياش بازي در آثار كارگرداناني چون ايتوري اسكولا و مارگريت وان تروتا به چشم مي خورد نيز در اين ميزگرد گفت: به نظر مي رسد كه برخلاف تصوير رسانهها از ايران قدرت انتخاب و شرايط كاري زنان در سينماي ايران ايدهآل است.
چشم انداز سينماي كوتاه ايران كه براي نخستين بار با برنامه ريزي و مديريت مركز گسترش سينماي مستند و تجربي معاونت امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و همكاري و مشاركت استانداري اركولانو، شهرداري ناپولي، سفارت و رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در ايتاليا و مؤسسه zefir در شهر ناپولي ايتاليا برپا گرديد و دوشنبه شب گذشته به کار خود پایان داد .
منبع:http://www.sourehcinema.com
«از دست رفته» صدرنشين جدول هفتگي فروش شد. تازهترين ساخته مارتين اسكورسيزي در سه روز اول نمايش خود در 3017 سينماي امريكا موفق شد 27 ميليون دلار فروش كند.
براساس گزارش نشريه ورايتي، در اين درام گنگستري ليوناردو دي كاپريو، مت ديمون، جك نيكلسن و مارك والبرگ بازي ميكنند. «از دست رفته» (كه نسخه دوبارهسازي شده يك فيلم هنگكنگي است) توانست قسمت جديد فيلم ترسناك «كشتار اره برقي تگزاس» را با يك فروش 19 ميليون دلاري به رديف دوم جدول فروش براند.
انيميشن «فصل باز» كه هفته قبل صدرنشين جدول بود ، اين هفته با فروشي 16 ميليون دلاري در مقام سوم قرار گرفت. اين فيلم طي 10 روز 44 ميليون فروش داشته است.
«استخدامي اين ماه» كه يك كاركمدي است در سه روز اول نمايش خود 12 ميليون دلار فروش كرد و رديف چهارم جدول را از آن خود كرد.
«نگهبان» كوين كاستنر در دومين هفته نمايش مقام پنجمين فيلم جدول را با يك فروش 10 ميليون دلاري گرفت. اين فيلم هم طي 10 روز نمايش 32 ميليون دلار فروش كرد.
منبع:http://www.cinepars.com
نيكي كريمي ( ( Niki karimiمتولد 1350، زماني كه در فيلم « وسوسه » (جمشيد حيدري، 1367) در كنار رضا رويگري، بازيگر خوش صدا و مطرح آن سالها بازي مي كرد، هيچگاه نمي توانست فكر كند كه ده سال بعد، از او به عنوان ستاره قدرتمند سينماي ايران نام برده خواهد شد. حتي زيبايي چهره اش در اولين فيلمش هم هيچگاه به چشم نيامد. دو سال بعد، جمشيد گرگين - دوست خانوادگي شان - او را به بهروز افخمي براي بازي در فيلم « عروس » معرفي كرد. بهروز افخمي در اولين فيلم سينمايي اش چهره اي جذاب و بسيار زيبا از كريمي خلق كرد تا « عروس » پرفروشترين فيلم سال 1370 شود و نيكي كريمي و ابوالفضل پورعرب شدند اولين سوپراستارهاي سينماي پس از انقلاب سينماي ايران. پس از فيلم « عروس » راه نيكي كريمي و ابوالفضل پورعرب جدا شد. پورعرب وارد سينماي تجاري آن سالها شد و نيكي كريمي با كمي صبر و با كمي احتياط، از ميان پيشنهادها، بازي در نقش دوم فيلم مسعود كيميايي - « ردپاي گرگ » - را در زمستان سال 1370 قبول كرد. بازي در فيلمي از مسعود كيميايي آرزوي هر بازيگري است. حتي اگر نقش دوم يا سوم باشد. پس از كيميايي، نوبت داريوش مهرجويي بود تا به توانايي هاي كريمي ايمان پيدا كند. بازي كريمي در فيلم « سارا » (1371) در جشنواره يازدهم فيلم فجر سر و صداي بسياري به پا كرد. و دومين نامزدي بهترين بازيگر نقش اول - پس از فيلم « عروس » - را براي كريمي به ارمغان آورد . او در چهل و يكمين جشنواره سن سباستين (اسپانيا، 1992) براي بازي در سارا جايزه بهترين بازيگر زن را بطور مشترك دريافت كرد و در همين سال براي همين فيلم (باز هم بطور مشترك) از جشنواره سه قاره نانت فرانسه جايزه گرفت. دو سال بعد بازي او در فيلم « پري » به اعتقاد اكثريت قريب به اتفاق منتقدان شايسته سيمرغ بلورين بود. دو همكاري مشترك با ابراهيم حاتمي كيا: « بوي پيرهن يوسف » و « برج مينو » و بازي در فيلم / مجموعه « سايه به سايه » (علي ژكان) - تنها مجموعه اي كه با بازي نيكي كريمي از تلويزيون پخش شد - در سال 1374 شايد كارنامه بازيگري كريمي را پربار نكرد، اما او فرصت پيدا كرد تا با كارگردانهاي ديگري كار كند. سر و صداي تبليغاتي قبل از شروع فيلمبرداري فيلم « رواني » با بازي سه بازيگر پرقدرت آن سالها: نيكي كريمي، پرويز پرستويي و خسرو شكيبايي باعث شد تا سعي و تلاش بيش از حد نيكي كريمي در فيلم بسيار ضعيف « رواني » به چشم نيايد. و بدبياري كريمي آغاز شود. ضعف پرداخت شخصيت نقش او در فيلم قابل قبول و تحسين برانگيز « جهان پهلوان تختي » نيكي كريمي را در ركود و دوران افت نگه داشت. سال 77 وقتي پيشنهاد بازي در فيلم « دوزن » از طرف تهمينه ميلاني به او داده شد فكرش را نمي كرد كه آنقدر خوب و مسلط بازي كند تا باز هم سيمرغ جشنواره براي چهارمين بار از كفش برود. آن هم توسط بازيگري خوش چهره و جذاب كه دو سال بود وارد سينما شده بود: هديه تهراني ( Hedieh tehrani). يك رقيب جدي و خطرناك. با اكران فيلم « قرمز » در تابستان سال 1378 و با فروش فوق العاده اين فيلم، نيكي كريمي، ستاره سينماي ايران احساس خطر كرد. او دانست كه ديگر اين لقب در اختيار او نيست. اما او در این سال به خاطر بازي در فيلم دوزن جايزه بهترين بازيگر زن را از جشنواره تائورمينا (ايتاليا، 1999) دريافت كرد. در آن سالها كريمي در فيلمهاي نچندان قابل قبول « بازيگر » (محمدعلي سجادي، 1377) و « سيب سرخ حوا » (سعيد اسدي، 1378- 1377) بازي كرد. اما با بازي در فيلمهاي خوب و قابل قبول « دختران انتظار » (رحمان رضايي، 1378) و بخصوص در « نسل سوخته » (رسول ملاقلي پور، 1378) نشان داد كه همچنان مي خواهد يك ستاره بماند. اصرار عباس كيارستمي براي بازي در فيلم « نيمه پنهان » كه داستانش را خود نيكي كريمي به تهمينه ميلاني پيشنهاد كرده بود، بار ديگر يك بازي ماندگار در كارنامه نيكي كريمي بر جاي گذاشت و باري ديگر حسرت بدست آوردن سيمرغ بلورين را در دل اما او براي بازي در فيلم نيمه پنهان از بيست و پنجمين جشنواره فيلم قاهره جايزه بهترين بازيگر را دريافت كرد. كريمي در سال 1381 و زماني كه تجربه كارگرداني يك فيلم مستند - « داشتن و نداشتن » (1380) - را داشت، در سه فيلم بازي كرد: « ديوانه اي از قفس پريد » (احمدرضا معتمدي)، « بر باد رفته » (صدرا عبدالهي) و « واكنش پنجم » (تهمينه ميلاني). فيلمهاي اول و سوم در جشنواره بيست و يكم فيلم فجر حضور داشتند. شايد براي اولين بار بود كه قبل از شروع جشنواره اكثريت مي دانستند كه نيكي كريمي جايزه خواهد گرفت. در سالي كه شايد نيكي كريمي علي رغم بازيهاي خوبش شايسته دريافت جايزه نبود، سيمرغ به او رسيد. و اينبار نوبت به ستاره از راه رسيده اي بود كه در حسرت جايزه بماند: « هانيه توسلي » (شبهاي روشن، فرزاد مؤتمن). نيكي كريمي در سال 1382 در يك فيلم بازي كرد: « باج خور » (فرزاد مؤتمن). در سال 1383 اولین فیلم بلند او « یک شب » که در این فیلم هانیه توسلی ایفای نقش اول است کارگردانی کرد، این فیلم در جشنواره کن حضور داشت. او در این سال تنها در یک فیلم که با امین تارخ همبازی است به نام « پرونده هاوانا » (علیرضا رئیسیان،1383) بازی کرد. شاید امسال یکی از بهترین سالهای دوران نیکی کریمی باشد. او امسال یکی از اعضای هیت داوران جشنواره لوکارنو بود و فیلم او در جشنواره های مختلف شرکت کرد. او امسال در فیلم « ستاره ها » (فریدون جیرانی, 1384) در کنار بزرگان سینما ایفای نقش کرده که در جشنواره فجر امسال شرکت می کند. او همچنین در فیلم « نوک برج » (کیومرث پوراحمد) در کنار محمدرضا فروتن همبازی بود که فیلم، فروش نسبتا خوبی داشت.
افتخارات و جوایزهای نیکی کریمی
نامزد بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم عروس
نامزد بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم پری
نامزد بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم سارا
نامزد بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم روانی
تقدیر از بازیگر نقش اول زن برای فیلم دو زن
بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلمهای واکنش پنجم و دیوانه ای از قفس پرید
صدف سیمین به بازیگر نقش اول زن از جشنواره سن سپاستین برای فیلم سارا
بهترین بازیگر نقش اول زن از جشنواره نانت فرانسه برای فیلم سارا
بهترین بازیگر نقش اول زن از جشنواره تائورمینا برای فیلم دو زن
بهترین بازیگر نقش اول زن از جشنواره قاهره برای فیلم نیمه پنهان
و...
فیلمشناسی نیکی کریمی ( بازیگر )
وسوسه (جمشيد حيدري، 1368) * بازی متوسط
عروس (بهروز افخمي، 1369) * بازی خوب
ردپاي گرگ (مسعود كيميايي، 71 - 1370) * بازی متوسط
سارا (داريوش مهرجويي، 1371) * بازی خیلی خوب
پري (داريوش مهرجويي، 1373) * بازی خیلی خوب
بوي پيراهن يوسف (ابراهيم حاتمي كيا، 1374) * بازی خوب
سايه به سايه (علي ژكان، 1374) * بازی متوسط
برج مينو (ابراهيم حاتمي كيا، 1374) * بازی خوب
رواني (داريوش فرهنگ، 1376) * بازی خوب
جهان پهلوان تختي (بهروز افخمي، 1376) * بازی متوسط
بازيگر (محمدعلي سجادي، 1377) * بازی متوسط
دوزن (تهمينه ميلاني، 1377) * بازی خیلی خوب
سيب سرخ حوا (سعيد اسدي، 78 - 1377) * بازی متوسط
دختران انتظار (رحمان رضايي، 1378) * بازی متوسط
نسل سوخته (رسول ملاقلي پور، 1378) * بازی خوب
هزاران زن مثل من (رضا كريمي، 79 - 1378) * بازی متوسط
نيمه پنهان (تهمينه ميلاني، 1379) * بازی خوب
ديوانه اي از قفس پريد (احمدرضا معتمدي، 81 - 1380) * بازی خیلی خوب
بر باد رفته (صدرا عبداللهي، 1381) * بازی خوب
واكنش پنجم (تهمينه ميلاني، 1381) * بازی خیلی خوب
باج خور (فرزاد مؤتمن، 1382) * بازی خوب
نوك برج (كيومرث پوراحمد، 1384) * بازی خوب
پرونده هاوانا (عليرضا رئيسيان، 1384) ........
ستاره ها (فريدون جيراني، 1384) ........
فیلمشناسی نیکی کریمی ( کارگردان )
داشتن و نداشتن (مستند، 1381) * کارگردانی خوب
يك شب (سينمايي، 1383) * کارگردانی خوب
نمایی از فیلم پدر خوانده


پشت صحنه فیلم مخمصه



دیروز سه شنبه ۲۵ آوریل روز تولد آل پاچینو بود. امیدوارم سالهای سال بتوانیم از وجود این هنرمند در سینما و اجراهای زیباش لذت ببریم.

همه آنچه که او می خواست ساختن یک زندگی بود، در عوض او تاریخ را ساخت.
«دهکده شمالی» اثری است که در اکثر قسمتهای آن الهام از فیلمهای دیگر مشاهده می شود، اما قسمت اعظم آن به روایت داستان زنی اختصاص یافته که کارگر معدن بوده و دادخواستی را مبنی بر تبعیض کمپانی معدن مینسوتا علیه زنان مطرح می کند. سیاست تمایز گذاشتن میان زن و مرد داستان را تحت احاطه خود قرار داده است و بیش از آنکه به موضوعات محل کار این زن بپردازد به موضوعات خانوادگی پرداخته که بی تردید درمیان بهترین سکانسهای فیلم قرار می گیرند.
گاهی وقت ها مخاطبان در مقابل فیلم های موضوع محور، واکنشی از خود نشان نمی دهند؛ اما زمانی که سالی فیلد چنان اعتصابی را در فیلم "نورما ری" برپا کرد، جایزه اسکار را به دست آورد. موضوع تمایز میان زن و مرد و تبعیض جنسیت در یک معدن آهن ممکن است در گیشه با دشواریهایی مواجه شود. اگر هم فیلم اذهان بسیاری را به خود مشغول دارد، فروش وموفقیت آن در گیشه نسبتآ کم خواهد بود.
فیلم شهر شمالی، برگرفته از داستانی واقعی است، به کارگردانی "نیکی کارو" ساخته شده است؛ نیکی کارو که کارگردانی هوشمندانه وی برای «وال سوار» بسیار مورد توجه قرار گرفت و این فیلم به پرفروش ترین فیلم نیوزیلند تبدیل شد، بار دیگر اثر خود را حول محور توانایی و اعتبار زنانه کارگردانی کرده است. این اثر با سنت "نورما ری" به کارگردانی "مارتین ریت" و "سیلکوود" به کارگردانی "مایک نیکولز" ساخته شده است، دو فیلم برجسته و تحسین شده که درباره زندگی واقعی قهرمانان زن است که با تلاش حق خود را در دادگاه اثبات می کنند حتی به قیمت از دست دادن جان خود، چنانکه "کارن سیلکوود" جان خود را در راه احقاق حق خود از دست داد.
شهر شمالی اثری است که از ساختاری ماهرانه و آراسته برخوردار است. اما ممکن است مخاطب انتظار داشته باشد روند داستان فیلم هنرمندانه تر از اقتباس قابل پیش بینی "مایکل سیتز من" از قانون تبعیض جنسی "کلارا بینگام" و "لارا لیدی گرانسلر" باشد. این اثر با وجود ستارگانی چون "چارلیز ترون" ، "فرانسیس مک دورماند"،"وودی هارلسون"،"سیسی اسپایک" به یک فیلم سینمایی تلویزیونی شباهت دارد.
دنیایی که در آن داستان فیلم اتفاق می افتد، دنیایی است که مردان آن سوء استفاده گر بوده و زنان تنها قربانیان خاموش هستند. این امر درست زمانی جلوه گر می شود که "جوزی ایمز" (ترون) با دو فرزند کم سن و سال از همسر خشن خود جدا شده و پس از آن به شهری که در آن متولد شده در شمال مینیستوتا و کنار پدر خود هنک (ریچارد هنکیس) باز می گردد و در شرایطی قرار میگیرد که مردم این شهر به انواع مختلف او را به استهزاء گرفته و برخوردهای ناشایستی نسبت به او دارند.
زمانی که "گلوری" (مک دورماند) دوست قدیمی جوزی به وی پیشنهاد می کند همراه او وچند زن دیگر در معدن کار کند، "جوزی " به سرعت فرصت را غنیمت شمرده تا بتواند پول کافی بدست آورد و برای خود و فرزندانش خانه ای تهیه کند. البته "گلوری" به او درباره رفتار خشن معدن داران نسبت به زنان هشدار می دهد، اما جوزی به این موضوع اهمیت چندانی نمی دهد. از این پس داستان برای "جوزی" از بد به سوی بدتر میرود. صحنه های ناشایستی که جوزی با آن روبرو شده و تنشی که توسط "بادی شارپ" (جرمی رنر) به وجود می آید شرایط را بسیار دشوار جلوه می دهد. تنها فرد مودب داستان "کایل" (شون بین) همسر گلوری است که به واسطه یک اتفاق در معدن به حاشیه داستان رانده می شود.
پس از آن وکیل "بیل وایت" (هارلسن) فرد مودب دیگری در داستان ظاهر می شود که قهرمان هاکی محلی است. او از شهر نیورک بازگشته و همانطور که تلویحآ در این فیلم بدان اشاره شده نیویورک شهر بزرگی است که دارای دانشگاه قانون است که می تواند رفتار داهاتی های بی سواد کشور را متمدن سازد. زمانی، که "جوزی" به اندازه کافی با تبعیض جنسی مواجه می شود، از بیل می خواهد که دادخواستی را از طرف وی در جریان قانونی قرار دهد.
فیلم با سکانس دادگاه آغاز می شود که "کارو" (کارگردان) و "سیتزمن" (نویسنده) به صورت متناوب از فلاش بک های بسیاری استفاده می کنند. به تدریج محاکمه به نقطه تمرکز داستان تبدیل می شود. افراد مسئول در کمپانی معدن رفتاری خشن تر از سایرین در پیش گرفته بودند و بیش از مردم خشونت به خرج می دادند. جدا از وکالت یا موضوع سیاسی تبعیض علیه زنان، می توان بهترین سکانس هایی قلمداد کرد که در میان والدین و کودکان رخ می دهد.
در آن میان روابط پرآشوب "جوزی" و پدرش و "جوزی" پسر نوجوانش که از انگشت نما بودن مادر خود بسیار عصبی بوده بیش از دیگر سکانس ها قابل توجه است. "هنک" از اخلاق دخترخود راضی نیست و از آنجا که "جوزی" نیز در همان محل وی کار وی فعالیت کرده احساس حقارت می کند. این در شرایطی است که جریان محاکمه باعث می شود "سامی" (توماس کورتیس) پسر "جوزی" به حقایق تولد و هویت خود پی ببرد و این امر از لحاظ روحی او را تخریب می کند.
این سکانس ها بهترین ایفای نقش هنرپیشگان این اثر را رقم زده است. "اسپایک" در در نقش مادر "جوزی" شهامت پیدا می کنددر مقابل همسر بایستند؛ جنکینز نیز جرأت پیدا می کند دختر خود را بار دیگر مورد ارزیابی قرار دهد و "ترون" و "کورتیس" نیز راهی برای ارتباط برقرارکردن با یک دیگر پیدا می کنند.
دوربین "کریس منگز" به معدن آهن حالتی مردانه و زمخت بخشیده که بسیار زیبا با موضوع فیلم هماهنگ شده است. طراحی "ریچارد هور" نیز فضای این شهر صنعتی را به لوکیشنی عالی تبدیل کرده است.